آیا گریه کردن در حضور کودک کار درستی است؟
«مامان، چرا گریه میکنی؟» این جمله ممکن است برای بسیاری از والدین آشنا باشد. گاهی اوقات، یک خبر ناگوار، خستگی مفرط، فشارهای روزمره زندگی یا حتی یک اتفاق پیش پا افتاده میتواند باعث جاری شدن اشکهای ما در مقابل فرزندمان شود. در چنین لحظهای، ممکن است سریعاً خودمان را جمع و جور کنیم و بگوییم: «چیزی نیست، برو بازی کن!»
فهرست مطالب
آیا گریه کردن در حضور کودک اشکالی دارد؟
چه زمانی گریه کردن در حضور کودک میتواند مشکلساز شود؟
اگر کودک با دیدن گریه شما ترسید، چه باید کرد؟
اگر به خاطر خود کودک گریه میکنیم چه؟
چه زمانی بهتر است از یک متخصص کمک بگیریم؟
اما آیا واقعاً گریه کردن در مقابل کودک اشتباه است؟ آیا کودک با مشاهده اشکهای والدینش احساس ناامنی میکند؟
پاسخ کوتاه این است: خیر، والدین نیازی نیست همیشه احساسات خود را از کودکانشان پنهان کنند. کودکان از طریق مشاهده والدین خود، درباره احساسات و چگونگی مواجهه با آنها میآموزند. منابع روانشناسی نیز بر اهمیت صحبت کردن درباره احساسات و نقش الگوسازی والدین در تنظیم هیجانات تأکید دارند.
اما تفاوت مهمی بین «نشان دادن احساسات» و «قرار دادن کودک در نقش مراقب والد» وجود دارد.
آیا گریه کردن در حضور کودک اشکالی دارد؟
گریه یکی از واکنشهای طبیعی انسان به غم، فشار، درد، خستگی یا حتی شادی بسیار زیاد است. بنابراین، اگر کودک گاهی اوقات ببیند که مادر یا پدرش گریه میکند، لزوماً اتفاق بدی رخ نداده است.
در واقع، پنهان کردن دائمی احساسات میتواند این پیام را به کودک منتقل کند که احساساتی مانند غم و ناراحتی نباید دیده یا بیان شوند.
کودک باید به تدریج یاد بگیرد که همه انسانها احساسات متفاوتی دارند؛ ممکن است گاهی شاد، عصبانی، ناامید یا غمگین باشیم و این احساسات بخشی از زندگی هستند.
انجمن روانشناسی آمریکا نیز تأکید میکند که کودکان برای یادگیری شناخت و تنظیم احساسات، به کمک و الگویی از سوی والدین نیاز دارند.
پس اگر یک روز فرزندتان شما را در حال گریه دید، لازم نیست با اضطراب اشکهایتان را پاک کنید و وانمود کنید هیچ اتفاقی نیفتاده است.
کودک باید دلیل گریه ما را بداند
نکته مهم، ارائه توضیحات متناسب با سن کودک است. برای مثال، اگر کودک سه یا چهار ساله است، میتوانید بگویید:
«امروز یک اتفاق ناراحتکننده افتاد و من کمی غمگین شدم. گریه کردن کمک میکنه احساساتم رو بیرون بریزم. نگران نباش، من مراقب خودم هستم.»
برای کودک بزرگتر میتوان توضیح کاملتری داد: «امروز خبر ناراحتکنندهای شنیدم و تحت تأثیر قرار گرفتم. الان ناراحتم، اما دارم سعی میکنم حالم بهتر بشه.»
این جملات یک پیام مهم دارند: احساس ناراحتی طبیعی است، اما احساس ناراحتی به معنی از دست رفتن امنیت نیست.
چه زمانی گریه کردن در حضور کودک میتواند مشکلساز شود؟
خود گریه معمولاً مسئله اصلی نیست؛ آنچه اهمیت دارد شدت، تکرار و شرایطی است که کودک در آن قرار میگیرد. اگر والد به طور مداوم و شدید جلوی رز سانگ کودک فرو میریزد، نمیتواند خودش را آرام کند یا کودک احساس کند مسئول بهتر کردن حال پدر یا مادر است، شرایط متفاوت میشود. برای مثال، گفتن جملههایی مانند:
دیگه نمیدونم چیکار کنم.
تو تنها کسی هستی که منو داری.
اگه تو نباشی من نمیتونم ادامه بدم.
میتواند برای کودک بار عاطفی سنگینی ایجاد کند. کودک نباید احساس کند وظیفه دارد والد را نجات دهد، آرام کند یا مشکلات بزرگسالان را حل کند. به خصوص در سنین پایین، کودک ممکن است هنوز نتواند بین احساس والد و مسئولیت خودش مرز روشنی ایجاد کند.
اگر کودک با دیدن گریه شما ترسید، چه کنیم؟
بعضی کودکان وقتی برای اولین بار گریه والد را میبینند، سریع میپرسند: «مامان، اتفاق بدی افتاده؟»
اولین کار، ایجاد احساس امنیت است. میتوانید کودک را در آغوش بگیرید و بگویید:
من الان ناراحتم، ولی تو امنی و من کنارتم.
گریه کردن من به این معنی نیست که اتفاق بدی برای تو افتاده.
اگر دلیل ناراحتی مربوط به موضوعی است که کودک را نیز تحت تأثیر قرار میدهد، بهتر است به اندازه سن و درک او توضیح بدهید؛ نه اینکه تمام جزئیات ترسناک یا بزرگسالانه را برایش تعریف کنید.
آکادمی اطفال آمریکا نیز درباره صحبت با کودکان در شرایط بحرانی توصیه میکند اطلاعات متناسب با سن کودک و به شکلی ارائه شود که توانایی او برای درک و مدیریت شرایط در نظر گرفته شود.
در حضور کودک گریه کنیم یا به جای دیگری برویم؟
هر دو میتواند صحیح باشد. اگر یک بار به دلیل یک اتفاق ناراحتکننده اشکتان درآمد، لازم نیست فوراً کودک را ترک کنید و خودتان را پنهان کنید. اما اگر احساس میکنید گریهتان آنقدر شدید شده که نمیتوانید با کودک ارتباط آرامی داشته باشید، بهتر است ابتدا خودتان را تنظیم کنید.
این رفتار حتی میتواند یک مهارت مهم را به کودک آموزش دهد: وقتی احساسات شدید میشوند، میتوانیم برای آرام شدن مکث کنیم.
اگر به خاطر خود کودک گریه میکنیم چه؟
گاهی والد از رفتار کودک، بیماری او، مشکلات مدرسه یا یک اتفاق مربوط به فرزندش ناراحت میشود. در این شرایط بهتر است مراقب باشیم کودک احساس نکند «من باعث ناراحتی مامان یا بابا هستم». مثلاً به جای: «ببین با کاری که کردی چقدر منو ناراحت کردی».
میتوان گفت: «من از اتفاقی که افتاد ناراحتم و دوست دارم با هم دربارهاش صحبت کنیم.»
این تفاوت کوچک، احساس گناه کودک را کاهش میدهد و در عین حال به او اجازه میدهد پیامد رفتار خود را بفهمد.
آیا گریه کردن میتواند به کودک درس خوبی بدهد؟
بله، اگر همراه با توضیح و تنظیم هیجان باشد. کودک با دیدن والد یاد میگیرد که:
ناراحت بودن طبیعی است.
گریه کردن نشانه ضعف نیست.
لازم نیست احساسات خود را همیشه پنهان کنیم.
بعد از یک احساس شدید، میتوان برای آرام شدن کاری انجام داد.
کمک گرفتن از دیگران اشکالی ندارد.
احساسات دیگران را باید با همدلی دید.
در واقع، والد لازم نیست برای کودک «همیشه قوی و بدون احساس» باشد. چیزی که کودک بیشتر از آن نیاز دارد، دیدن یک بزرگسال قابلاعتماد و قابلپیشبینی است که حتی هنگام ناراحتی بتواند دوباره به تعادل و زندگی برگردد.
چه زمانی بهتر است از متخصص کمک بگیریم؟
اگر گریه، غم یا اضطراب والد بسیار شدید و مداوم شده، خواب و زندگی